نام کاربری:
پسورد:
اعضای انجمن(116) ارتباط با مدیر انجمن آموزش قرار دادن عکس و آهنگ در مطلب چه مطالبی تایید یا رد می شوند؟ رفع ایراد لینک اضافه نظرات انجمن
جستجوی انجمن
عناوین پر بازدید ماه
مثنوی رفتن - شعر از خودم - 688 بازدید
لیلی - 609 بازدید
تقدیر - 392 بازدید
دو کلام حرف حساب با گل مریم (شعر از خودم) - 385 بازدید
گریه کن(شعری از خودم) - 367 بازدید
مدیریت انجمن:

مهدی نصیری

سایه خلیلی (SAYEJOON )    

گوشواره هائی از شاه فندق !

درج شده در تاریخ ۹۰/۰۸/۲۹ ساعت 00:07     بازدید: 294 نفر
 

 

 



در ایوانی برگ زده
تحت درخت شاه فندقی سر کشیده به اوج،
در فصل خزان،
آرزوهائی را به دل کاشته ام،
برگهای زرد سرخ را
به موهایت سنجاق بزنم،
گوشواره هائی از شاه فندق را
از گوشهایت بیاویزم
تا سنجابهای فندقی رنگ
به شکار گوشواره هایت
در کمین بنشینند و
از شاخه ای به شاخه بجهند
که گوئی از روی آتش اشتیاق بپرند.

حال که
در چرتی سنگین تر و دراز تر از دیوار چین و مارلیک
فرو رفته ای،
بهتر است که
دست آویزهای تاریخی به نسیان سپرده را
از لاله گوشهایت بیاویزم،
موهایت را حنائی ِ سرخ رنگ بکنم
و تو را با یک عقبگردی در زمان و مکان
به خزان تاریخ قرون وسطی
در اروپای غربی سوق بدهم،
به سرزمینی که دختر آسیاست
و در آنجا موسرخان به منزله جادوگر
طعمه آتش کلیسای کاتولیک می شدند.

در خواب،
از میان دیار ایده ئولوژیهای قهوه ای،
از خطه برده داران روم،
از آب و خاک ژرمنها با تقدیس گوساله های طلائی
برای افسانه های مرده،
با سیاست خون و آهن
و دوش گاز خردل برای یهودیان،
از سرزمین گاوکشان
پرواز بکن که در آنجا
سرخ فکران در آتش کلیسا
بوسه نیستی بر لبان هستی زده اند.


آه!
چه رویائی که
در کیش و مات تاریخی
زیبائی طبیعت و زشتی فکر
در هم آغوشی
مابین دو تضاد "خواب و بیداری"
با مالش نرمی شاه فندق بر گلبرگ گونه هایت
به سرانجام
خواهد رسید!


حال که از چرت افسانه ای
سر در گریبان شانه ات
سرازیر است،
شاه فندقها را
از روی آتش اشتیاق سنجاب و تل آتش کلسیا
بردار و بخور!
تا از خواب بیدار شدی،
در جیبهایم به دنبال فندق بگردی.

 



فرامرزی *(anima )
۹۰/۰۸/۲۹ - 10:00
آه!
چه رویائی که
در کیش و مات تاریخی
زیبائی طبیعت و زشتی فکر
در هم آغوشی
مابین دو تضاد "خواب و بیداری"
با مالش نرمی شاه فندق بر گلبرگ گونه هایت
به سرانجام
خواهد رسید! @};-
خیلی زیباست
سجادغم سوار(sajjad-s )
۹۰/۰۸/۲۹ - 18:55
ممنون @};-%%-@};-%%-@};-%%-
گلاره محمدی(golemehraboon )
۹۰/۰۸/۲۹ - 20:35
شعر و تصاویر زیبا بودن ممنون:)@};-
نوید jj(navid-jj )
۹۰/۰۸/۲۹ - 21:08
عالی بود مرسییییییییییی@};-@};-@};-
جلال علی اصغری(eblis87 )
۹۰/۰۹/۰۱ - 22:14
:)
علیرضاامیرخیزی(mujan )
۹۰/۰۹/۰۲ - 18:26
ایماژیسم این شعر بسیار زیبا بود و شناور در تاریخ اندیشه بشر . ممنون @};-@};-@};-@};-@};-
فرهاد فیض اللهی(Farhad222 )
۹۰/۰۹/۰۳ - 11:58
هسته این شعر بسیار قشنگ و زیباشناسایانه با نشأت از زیبائی پیرایشی (پیرایش: زیبائی از طریق کم کردن) طبیعت در فصل خزان، انتخاب "رنگ قهوه ای" و به عبات دیگر "قهوه ای سرخ نما" است که به مرور تاریخی اروپای غربی و بخصوص از قرن 13 تا 17 طی جنون تدریجی و آماس کننده کلیسای کاتولیک به یکی معضلات جهان بینانه دینی ـ مذهبی آن زمان تبدیل شده بود که در آن انسانهائی که موهایشان را حنائی قهوه ای و یا قهوه ای روشن رنگ می کردند، به عنوان جادوگر در دادگاه تفتیش عقاید کلیسا (Inquisition) محکوم می شدند و در معرض عام زنده سوزانده می شدند.

بنابراین رنگ انتخابی شاعر، اشاره به جنون مذهبی و دینی در اروپای غربی است که هزاران انسانهای متفکر، اندیشمند و انتقاد را هم به جرم همکاری با جادوگران طعمه آتش کلیسای کاتولیک می شدند.

این رنگ با وجود زیبائی ویژه طبیعیش، رنگ درد، زجر، شکنجه در زندانهای تفتیش عقاید، جزغاله شدن انسانها در آتش کلیسا، درد و فریاد های به دود تبدیل شده، دال بر اوج تفکر ارتجاعی دین و اوج جنون حاکم در ذهنیت بیمار مذهبی، تجسم جهنم دینی و تمرین اینجهانی آن، نشانه بیماری فکری و روانی رهبران مذهبی کلیسای کاتولیک و رهبران سیاسی اروپای غربی آن زمان بوده است که در آنجا دین وسیاست در همدیگر عجین شده بودند.

تاریخ گواه بر این واقعیت تاریخی است که دین سیاسی "اوج یک ایده ئولوژی فاشیستی" است که مدام همه نهادهای مردم یک کشور را، همه نیروهای سیاسی جامعه را اعم از جناح راست، جناح چپ و غیره را قلع و قمع کرده است و امروز هم می کند. بنابراین دین سیاسی به منزله فاشیزم دوزخی آنجهانی حاکم ، در این جهان است که دگرسانان و دگر اندیشان باید طعمه آتش ابدی بشوند. علت و معلول همین تفکر خداست که با "جهنم ابدی و سوزاندن بندگانش" به منزله مخترع فاشیزم است و آن را در تفکر ایده ئولوژیک و محدود مومنین می کارد.

بنابراین، همه این تجربیات تاریخی بیانگر این واقعیت تاریخی و عملکرد کلیسای کاتولیک هستند که با "بی ارزس کردن جان انسان" ماهیت فاشیستی خود را به اثبات رسانیده است و در خیلی از کشورهای کاتولیکی اشکال رنگارنگ فاشیزم را تحت همکاری با سیستم سرمایه داری به وجود آورده است.

در قرن 18 و همزمان با انقلاب فرانسه و بعد از آن تلاشهائی به وقوع پیوستند تا فکر و عملکرد را از تحت قیمومت دینی و مذهبی کلیسا نجات بدهند و عقلانیت را به جای لاعقلانیت (ایرراسیونالیزم) کلیسای کاتولیک قرار بدهند، بطور مثال: کانت در مقابل کلیسا ایستادگی کرد و ادعای کلیسا را با اتکاء به نوشته در گفتار "پسرم به کلام خدا ایمان بیاور و از قوه ادراک خداداده استفاده نکن"! رد کرد و او گفت: من می خواهم از قوه ادراک خداداده استفاده بکنم.

همین سرآغاز دوره مدرنیته و تئوری تنویر افکار (روشنگری) در اروپای غربی بود. کانت گفت: روشنگری یعنی خروج انسان از قیمومتی که خودش آن را باعث شده است.

در همین دوران روشنگری کانت بود که او تحت بدترین شرایط اختناق فکری در اروپا به جای مبارزه بر علیه کلیسا، انسان اروپائی را انسان کامل نامید و بقیه جهان را به حماقت محکوم کرد و در کتاب "جغرافیای بدنی" نخستین تئوری نژادی را در اروپا غربی ترویج داد و بعد از او همین " آنتروپولوژی نژاد پرستانه کانت" مثل ویروس خطرناک برای کل بشریت، به سایر متفکرین اروپای غربی سرایت کرد طوری که رئیس آکادمی علوم طبیعی سوئد "کارل لینه" نخستین آنتروپولوژی نژادپرستانه خودش را بر اساس گفته های کانت بنیاد کرد و او مدعی بود که خارج از اروپا انسانهای صد سر موجودند و انسان فقط در اروپا به تکامل رسیده است و بقیه انسانهای جهان احمق هستند. بنابراین به این ترتیب نژاد پرستی وارد علوم شد و خودش را در فلسفه، روان شناسی، ادبیات و "دین شناسی تا اواخر قرن 18 (کسی که مسیحی نباشد، آدم نیست)" و غیره بسط داد.

بنابراین ابر مرد گرفته شده ناخودآگاه " نیچه" از مسیحیت و ادعای وجود عقل مضاعف در انسان اروپای غربی از زمان گالیله به وسیله ماکس وبر، آنتروپولوژی فرهنگی و اروپا مداری، جنون دیگری را به نام "خود بزرگ بینی" اروپائی به وجود آوردند.

بنابراین عقلگرائی علی رغم خدا کشی در انقلاب فرانسه و بعد از آن به وسیله پردون و غیره نتوانست خدشه عمیقی را در اروپا تجربه بکند و از ایده ئولوژی دینی ـ مذهبی به جهان بینی کل اروپای غربی و آمریکای شمالی تبدیل شد و این باعث شد که از ترس جنبشهای کارگری، حاکمیت کارگران و جهان بینی طبقه کارگر "مارکسیزم ـ لنینیزم " یک پیوندی مستحکم بین سرمایه داران و کلیسای کاتولیک به وجود بیاید زیرا که هر دو در راستای استثمار انسان فعال هستند و نقاط مشترک دارند، طوری که دین فکر را و سرمایه داری بدن انسان را استثمار می کنند.

به خاطر ترس پاتولوژیکی کلیسا و سرمایه داری از جنشهای سوسیالیستی جنگ جهانی اول و دوم و اشکال مختلف فاشیزم در اروپا به وجود آمدند.

همانطوری که شاعر بدان اشاره کرده است که همین رنگ قهوه ای سمبل فاشیزم می شود و برای نخستین بار در مرکز کلیسای کاتولیک در ایتالیا شکل می گیرد. فاشیستهای ایتالیا همه تشکیلات کارگری، مردمی و پیشرفته را از بین می برند و بر علیه کمونیستها اعلان مبارزه فیزیکی علنی می کنند. فاشیزم ایتالیا همزمان به آلمان سرایت می کند. فاشیزم آلمان تهاجم هار امپریالیزم شکست خورده این کشور در جنگ جهانی اول بوده است که جنایاتش مرزبندی مشخصی را نداشته است و حرامزاده ترین سیستم ایده ئولوژیک اروپای غربی بوده است و از آنجا فاشیزم قهوه ای به اسپانیا سرایت می کند و تا به امروز هنوز هم در شکل احزاب نئوفاشیستی موجودند که هسته مرکزی سیاستشان "ضد خارجی بودن" است.

شاعر با بیان خاصی این موضوع را به منزله یک پدیده قهوه ای ایده ئولوژیک کاتولیکی ـ فاشیستی به پردازش کشیده است که به خواننده گذار شفافی را از ارتجاع مذهبی به فاشیزم ترسیم کرده است که در آن هر دو مکمل و متمم همدیگر بوده اند و هنوز هم هستند.

فاشیزم در واقعیت امر ترس پاتولوژیکی یک سیستم سرمایه داری است که مبادا قدرت را از دست بدهد. برای حفظ قدرت دول فاشیستی کلیسای کاتولیک با آنها قرار داد ابدی بسته است.
@};-
@};-@};-@};-@};-
علیرضاامیرخیزی(mujan )
۹۰/۰۹/۰۳ - 12:22
نقل قول:
فرهاد فیض اللهی: از قرن 13 تا 17 طی جنون تدریجی و آماس کننده کلیسای کاتولیک به یکی معضلات جهان بینانه دینی ـ مذهبی آن زمان تبدیل شده بود که در آن انسانهائی که موهایشان را حنائی قهوه ای و یا قهوه ای روشن رنگ می کردند، به عنوان جادوگر در دادگاه تفتیش عقاید کلیسا (Inquisition) محکوم می شدند و در معرض عام زنده سوزانده می شدند.
ممنون که این را گفتید @};-@};-
بله و البته ریشه آن بیشتر در این موضوع خرافاتی و ضد انسانی قرار میگرفت که در سیستم کلیسایی آن روزگار ، انسانهای با موی سرخ را افرادی از جنس و ریشه و اولاد شیطان فرض میکردند .....
و طبعا کسانی که با موی سرخ متولد میشدند ...تا آخر عمرشان ( اگر عمری میتوانستند داشته باشند ) ، فلاکت و بدبختی تنها سرنوشت آنان بود . این موضوع حتی تا قرون اخیر نیز بر زندگی این افراد سایه افکنده بود و نمونه بارز و زیبای آنرا "ماکسیم گورگی " در کتاب بسیار زیبا و مهم " واسکا سُرخه " به شکل سرنوشت محتوم یک انسان بدبخت زاده شده به رشته تحریر آورده است . انسانی که بدبخت مادر زاد است و سرنوشت را باید نهایتا در خانه های فساد به انجام برساند @};-@};-@};-


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
نام کاربری:
پسورد:
اپیلاسیون (خانم خانما)اپیلاسیون (خانم خانما) چگونگی درج آگهی در سایت و قسمت تبلیغات اولین استودیو صدابرداری و آهنگسازی در میانه (در سطح حرفه ای) *Aytay-studio* دار قالی و دخترکآموزش زبان انگلیسی ازطریق پیامک برای کتاب معروف۵۰۴ لغت ضروری زبان انگلیسی تنها در ۷۰ روز.فروش قطعات تفکیکی ویلایی در آچاچی 09148025615همین الان عضو شو...اگه نگیم و نخندیم پیاز میشیم و می گندیمدوست دارم

مسئولیت کلیه مطالب به عهده نویسندگان و ارسال کنندگان آن است